حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
355
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
طبيعى است كه حكومت ، به اين جواب قانع نشود و تا ثابت شدن امر ، ابو العباس را زندانى كند . اگر نيروهاى اطلاعاتى زيادة اللّه فعّال و هشيار بودند ، عبد اللّه مهدى با ذكاوت و محتاط بود ، بهطورىكه توانست از ظنّ والى طرابلس ، در امان بماند . وى از زمان ورود به طرابلس ، مشغول برقرارى ارتباط مستقيم با والى شهر ، و اهداى هدايايى به او شد ، تا آنجا كه هرگونه ظن و گمان احتمالى را كه ممكن بود حضورش در طرابلس ، در ذهن والى ايجاد كند ، از خود دور نمايد . همچنين ، توسط نيروهاى اطلاعاتىاش خبر تحقيقات ابو العباس و زندانى شدن وى ، به او رسيد ؛ به همين دليل طرابلس را به مقصد « قسطيليه » ترك كرد . [ در واقع ] وقتى خبر تمايل زيادة اللّه به دستگيرى شخصى كه گمان مىرفت عبد اللّه مهدى باشد ، به والى طرابلس رسيد ، وى ( مهدى ) آنجا را ترك كرده بود . به جاست يك صفت بزرگ اخلاقى عبد اللّه مهدى را ذكر كنيم و آن اينكه او در اين موقعيت خطير ، فقط به فكر خود و تنها در پى نجات خويش نبود ، بلكه به فكر يار و همراه و برادر رهبرش ، ابو عبد اللّه نيز بود . او در فكر ابو العباس كه در زندان زيادة اللّه به سر مىبرد ، نيز بود . عافيتطلبى اقتضا مىكرد كه از « قسطيليه » به مكانى كه لشكريان پيروزمندش به رهبرى ابو عبد اللّه اردو زده بودند برود ، ولى در اين صورت هويت ابو العباس فاش مىشد و زيادة اللّه وقتى مهدى را در رأس لشكريان خويش كه منتظر وى بودند مىديد ، يقين مىكرد فردى كه زندانى اوست و گمان مىرود فرستادهء عبد اللّه مهدى باشد ، و مدّعى است تنها ، بازرگانى است كه مدتى همراه تاجرى ديگر بوده ، سپس از وى جدا شده ، فرستادهء دشمن اوست ؛ در اين صورت بىدرنگ او را به قتل مىرساند . اين بود كه مهدى تصميم گرفت با به خطر انداختن خويش از ابو عبد اللّه [ و لشكريانش ]